ناظم الاسلام كرمانى
295
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
عصرى كه من شما را به بينم ولى الان برويد منزل جناب اعظام الممالك و مطالب مرقومه را بايشان حالى كنيد و مسئله كه بنا بود اقدام شود كه آقا صلاح دانستند و شما رفتيد كه صحيح كنيد معلوم نشد اعلانات را البته ملاحظه فرموديد كه چه نوشتهاند باخبر باشيد زياده عرضى نيست ( علينقى الحسينى الطباطبائى ) حضرت حجة الاسلامى مد ظله سلام ميرسانند چنانچه آقا ميرزا محمد محرر از شما چيزى بپرسد در باب پول يا غيره كه خيال شما چيست ابدا حرفى نزنيد و ابراز نكنيد كه قافيه را خواهيد باخت و مقصود او اين است كه يكدستى بزند باخبر باشيد و از قول من خدمت جناب اعظام الممالك سلام برسانيد و بگوئيد ما در خدمت خود مشغوليم و شما هم در باب مسئله وزير دربار اقدام كنيد ملتفت باشيد اگر خواستيد بميرزا محمد حرفى بزنيد بگوئيد اتابيك پول دادند و آقا پس دادند . ( تمام شد مكتوب مدير الذاكرين ) العهدة على الراوى . رشتهء تاريخ ما آنجا بود كه آقايان جناب آقا سيد احمد را منتخب نمودند و مقاصد خودشانرا فهرست نموده فرستادند حضور شاه كه از آن جمله عزل عين الدوله بود از صدارت ايران جناب آقا سيد احمد وارد بر عين الدوله شده فهرست آقايان را دادند به عين الدوله كه گذارد در بغل خود و بتوسط امير بهادر به اعليحضرت عرض كرد كه آقايان بعض مستدعيات دارند كه برآوردن آنها ضررى بدولت ندارد شاه فرمود بسيار خوب يك مجلس باهم بنشينيد و مقاصد آنان را برآورده نتيجه را بعرض ما برسانيد امير بهادر كه همراه آقا سيد احمد رفته بود حضور آمد نزد عين الدوله و فرمايش شاه را ابلاغ نموده عين الدوله متقبل شد انجاح مستدعيات آقايانرا . بارى نتيجهء اين حكميت و توسط آقا سيد احمد بين دولت و آقايان راجع و عايد دو كس گرديد اول عين الدوله كه عزل او كه منظور و اهمّ مقاصد آقايان بود از بين رفت و خود عين الدوله متقبل گرديد كه مستدعيات آقايانرا برآورده نمايد و با آنها همراهى نمايد دوم عايد جناب آقا سيد احمد گرديد كه با عين الدوله همراه شد و ديگر از طرف او اظهار كدورتى نشد بلكه عين الدوله خواهش نمود از معزى اليه كه خوب است شما از همينجا ( دوشان تپه ) برويد به شهر و تلفون كنيد كه آقايان بروند شهر و در شهر يك مجلس مىنشينيم از جهت مقاصد و مستدعيات مذاكره مينمائيم جناب آقا سيد احمد جواب گفت رفتن من به شهر موجب سوءظن آقايان خواهد گرديد و نخواهند آمد پس بهتر اين است كه بروم به حضرت عبد العظيم و آنانرا راضى نموده عودت دهم اتابك قول و همراهى و معاونت از آقا گرفته پس از اطمينان آقا را روانه نمود جناب آقا كه وارد بر آقايان شد مذاكره و گفتگو را طورى نمود كه آقايان بدگمان شده و قرارداد ايشان را قبول نكرده و همگى تجديد عهد نموده و همقول شدند كه تا عين الدوله را از صدارت معزول نكنند مراجعت ننمايند . در اين ايام جاسوسان عين الدوله متواليا اخبار را به او ميرسانند امام جمعه براى آقايان پيغام داد كه اشخاصى كه محرم اسرار شما ميباشند و شبها لحاف روى شما مياندازند براى من اخبار را مياورند پس مطمئن به اين دوستان خود نباشيد و بيائيد به شهر تا من واسطه شوم نزد دولت كه مقاصد شما را برآورند آقايان دربارهء مدير الذاكرين شيخ مرتضى روضهخوان ظنين شده او را از خود دور كرده و